
بعضی مهمونیا انقدر خاطراتی و شیرینه که تامدتها آدم تو حال و هواشه و نمی تونه فراموشش کنه !
نمی دونم این یک ماهی که مهمون خدا بودیم چه حس و حالی داشتی ؟
روزای آخر دلت نگرفته بود؟
برات جدایی سخت نبود ؟
شاید خدا برخلاف خیلی از میزبانای دیگه اگه بعد یک ماه بازم بریم در خونش در بزنیم ، حسابی به استقبالمون بیاد ،
تازه شاید به فرشته هاشم مباهات کنه :
که ببینید این بنده ام این بار نه برای سحری خوردن که برای مناجات با من سحر گاه بیدار شده ،
ببینید این بار نه مثل خیلیا که ماه رمضون یک ختم قرآن می کنن، که با قرآن انس گرفته،
ببینید با اینکه شب قدر نیست بازم رفته زیر سایه ی قرآن و به کسایی که دوستشون دارم قسمم میده ،
ببینید....
اگه هنوزم مهمون خدایی خیلی خیلی التماس دعا
فلسفه روزه
قال الصادق عليه السلام:
انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و الفقير.
امام صادق عليه السلام فرمود:
خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار (غنى و فقير) مساوى گردند.
من لا يحضره الفقيه، ج 2 ص 43، ح 1
روزه ناقص
قال الباقر عليه السلام
لا صيام لمن عصى الامام و لا صيام لعبد ابق حتى يرجع و لا صيام لامراة ناشزة حتى تتوب و لاصيام لولد عاق حتى يبر.
امام باقر عليه السلام فرمود:
روزه اين افراد كامل نيست:
1 - كسى كه امام (رهبر) را نافرمانى كند.
2 - بنده فرارى تا زمانى كه برگردد.
3 - زنى كه اطاعتشوهر نكرده تا اينكه توبه كند.
4 - فرزندى كه نافرمان شده تا اينكه فرمانبردار شود.
بحار الانوار ج 93، ص 295.
رسول خدا (صلّی الله علیه و آله):
مَنْ أدَّی إلی اُمَّتِي حَدیثاً یُقامُ بِهِ سُنَّةٌ أو یُثْلَمُ بِهِ بِدْعَةٌ فَلَهُ الجَنَّةُ.
هر کس به امّت من حدیثی رسانَد که به سبب آن سنّتی برپا شود یا در بدعتی رخنه افتد، بهشت از آنِ او خواهد بود.
امام علي (عليه السلام ) مي فرمايند:
لو يعلم المصلي ما يغشاه من جلال الله ما سره ان يرفع رأسه من السجود؛
اگر نمازگزار بداند چه اندازه مشمول جلال الهي است ، هرگز راضي نمي شودکه سر از سجده بردارد.
( بحار الانوار، ج ,82 ص 207)
امام علی علیه السلام فرمودند:
اَلمُؤمِنُ بَشرُهُ فی وَجِهِهِ وَحُزنُهُ فی قَلبِهِ
شادی مومن در رخسار او و اندوهش در دل است.
(نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره325)
در حديث معروفي از اميرالمومنين عليه السلام كه در نهج البلاغه آمده است
شش شرط براي توبه واقعي معرفي مي گردد:
و ميان آن دو گوشتى تازه رويد،
و ششم آن كه درد طاعت را به تن بچشانى،
چنان كه شيرينى معصيت را بدان چشاندى .
آن گاه أستغفر اللّه گفتن توانى.
قناعت سبب عزت مي شود ، چرا كه :
الطَّامِعُ فِي وِثَاقِ الذُّلِّ
حريص درگير ذلّت و خوارى است .
نهج البلاغه , حکمت226
در مقابل قناعت ، صفت مذموم حرص و طمع قرار دارد
نتایجی که امام برای حرص و طمع بر می شمرند ،
ضد آن ها از ثمرات قناعت به شمار می آید:
إِنَّ الطَّمَعَ مُورِدٌ غَيْرُ مُصْدِرٍوَ ضَامِنٌ غَيْرُ وَفِيٍّ
وَ رُبَّمَا شَرِقَ شَارِبُ الْمَاءِ قَبْلَ رِيِّهِ
طمع، انسان را تا لب آب مىآورد بدون اين كه برگرداند
و ضمانت مىكند بدون اين كه وفا كند،
بسا نوشنده ی آب كه پيش از سيراب شدن، گلوگير شود.
نهج البلاغه , حکمت275
آسایش از ديگر پيامد هاي قناعت است
كه در كلام علوي به آن اشاره شده است :
و هر كس بر آن چه به او روزى شده، بسنده كند،
به آسايش رسيده و در ميان آرامش فرود آمده است.
نهج البلاغه , حکمت371
بهتر از تسليم و قناعت به روزى رسيده وجود ندارد .
نهج البلاغه , حکمت371
در سايه ي قناعت ثمراتي نصيب انسان مي گردد
که در کلام علوي به بعضي از آن ها اشاره گرديده است :
وَ مَنْ رَضِيَ بِرِزْقِ اللَّهِ لَمْ يَحْزَنْ عَلَى مَا فَاتَه
و هر که به روزى خدا داده قانع باشد،
به آن چه از دست داده غمگين نمىشود .
نهج البلاغه , حکمت349